کتاب سیمای زن در فرهنگ ایران (جلال ستاری )
در خصوص خلقت حوا یک دیدگاه بسیار قوی وجود دارد و ان اینکه آفرینش او از دنده چپ ادم است . که تحلیلهای مختلفی در این راستا صورت گرفته و نظریات متعددی وجود دارد ، از جمله :
در همه تمدنهای یهودی تبار بر حسب ظاهر ، خداوند که مذکر پنداشته شده است ، حضرت آدم را بدون کوچکترین کمک و دخالت زن و یا کمترین استعانت از اصل مادینه ، می آفریند ، اما آدم از تنهایی ملال میکیرد و یهوه برای رفع تنهایی وی را در خواب میکند و با یکی از دنده هایش حوا را می آفریند . بنابراین میتوان گفت زن بطور مضاعف فرزند نرمینه است چون بدست خداوند از پیکر انسان (مرد) که خود نخستین مخلوق خالق است ، آفریده شده است . به زعم بعضی مفسران تفاوت زن و مرد از همینجا سرچشمه میگیرد ادم پی خداست و خداوند او را مثل خود آفریده است ، اما حوا دختر انسان است و نظر به انکه دختر ادم است پس چون همسرش ، آدم ، بخداوند نزدیکتر نیست . زیرا میان او و خداوند فاصله افتاده است ، آدم حوا را در خواب زائید بی آنکه رنج و درد زایمان روبرویش باشد اما زایمان حوا در حکم لعن و نفرین ابدی است . وی فرزندان ادم را با درد خواهد زائید .
اما اسلام ، آب و گل آفرینش حوا را از پهلوی ادم دانسته و بین ایندو عنصر همقدر و همسنگ ، پیوندی که از کمال خلوص و صفا حاکیست ، واقع ساخته است . افرینش زن و مرد از گوهر واحدی است و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد . زن از پهلوی مرد آفریده شده نه از سر او تا بر مرد تسلط پیدا کند و نه از پای او تا حیثیت و موقیعتش لگد مال پای مرد شود . از پهلوی مرد افریده شده تا همدوش و همدم و قرین قلب و همراز دل وی باشد .
نمیدونم ولی با این همه توصیفات چرا همیشه فکر میکنم زن جایگاه خودشو تو جامعه نداره ؟
قسمتی از کتاب خانواده ایرانی ( دکتر علی اکبر مظاهری )
ازدواج در زمان ساسانیان :
در زمان ساسانیان جامعه از همه اعضای خود خواستار زندگی زناشویی است . هرگونه تخلف از این قاعده به نظر ساسانیان جرمی است که سزاوار سخت ترین کیفرهاست . شاهنشاهان به عنوان نمایندگان راستین اهورا مزدا در زمین ، این مسئله را با علاقه مینگرند و با علاقه و غیرت بسیار مراقبت به عمل می آورند که این تکلیف اجتماعی به جای اورده شود . دولت هر ساله عده زیادی از دوشیزگان فقیر و ندار را به زنی میدهد و پیش از اینکار برایشان جهاز فراهم می آورد . خسرو انوشیروان پارسا به پاس این نیکیها انگشت نما شد . وی پس از آنکه کشور شاهنشاهی را آرام کرد و صلح ایجاد کرد همه دختران بی صاحب و بی جهاز را به خرج دولت شوهر داد .
کاش همه دولتها اینطوری بودند تازه این قسمتی از محاسن انوشیروان بود . ....